به تو تبريك ميگم كه دلم پيش تو بود
كه تموم زندگيم توي اتيش تو بود
مگه چي خواستم ازت جز از عاشق بودن كه چشمام براي تو اينه دق بودن
بگو چي كم داشتم كه بريدي از دلم
بتو تبريك ميگم كه بي خودي تو رعدو برق دنيا گم شدي
بتو تبريك ميگم گم شدنو گل گلدون مردوم شدنو.....
تو جنگ ابراي بهار افتادمو در نميام
چشمامو سرزنش نكن از پسشون بر نميام
پير شدم تو اين قفس يه كم بهم نفس بده
رحمو موروتت كجاست جونيامو پس بده
هفته ها ميگذره اما گل من نيومده
دارم از غصه ميپوسم چقدر اين روزا بده
پر ازم تنهايي پرم از غصه و غم بيخيالم نميفهمي چي ميگم
نظرات شما عزیزان:
|